سه‌شنبه ۱۷ مارس ۲۰۰۹

سال نو مبارك


فرا رسیدن سال نو بر شما مبارك باد

در طی سال گذشته همواره سعی كردم آنچه را كه در ذهن داشته و قابل انتقال تشخیص می دادم؛ به شكلی خلاصه و فشرده همراه با تصویری كه با حوصله و دقت انتخاب می شد؛ به شما عزیزان انتقال دهم.
فعلأ بدلایلی چند تصمیم گرفته ام مطلب ننویسم و درحال خانه تكانی ذهن می باشم. اگر توانستم به جمع بندی جدیدی برسم و تمركز و حوصله لازم را بدست آورم، در سال آینده به شكلی متفاوت ادامه خواهم آمد.
تا آنروز ...

دوشنبه ۱۶ مارس ۲۰۰۹

رسیدن به هدف

برای رسیدن به یك هدف تعیین شده و رسیدن به یك توانگری و ظرفیت جدید، نیاز هست تا مسیری طی گردد كه این خود نیاز به مداومت، انگیزه، استقامت و ... دارد. چگونگی طی كردن این مسیر برای هر فرد، منحصر بفرد است، چرا كه هر كدام از ما در شبكه ای پویا و پیچیده از روابط تأثیرگذار قرار داریم.
اما مراحل گذار از شروع تا پایان را می توان به محدوده های معینی قسمت نمود تا هر فرد بداند در كجای این مسیر قرار دارد.
یك نمونه از این قسمت بندی در تصویر بالا به نمایش درآمده است.

یکشنبه ۱۵ مارس ۲۰۰۹

رقصی بسوی خدا


طبیعت، همان نقاش پنهان
با قلم موی باد وباران
و جنبش خاک و گردش افلاک
هر دم هزار نقش بر بوم زمین و آسمان می آفریند
که نقاشان جهان حیران می شوند کدام نظم و هماهنگی مرموز و پنهان
منحنی ابرها و نیم رخ های پر دندانه کوهها
و رقص گستاخ و بی خیال امواج را
زیبایی بخشیده است
چه نظامی بر بی نظمی کوه و ابر و دریا فرمان می راند
که هزار مانی نقاش را در سلسله گیسوی پریشان خود اسیر کرده است
آیا می توان آنچه را باد بر بوم کویر نقش می کند بر بوم کاغذ آورد
با همان شفافیت رنگ و بی خیال طرح
آیا می توان، در هنر طبیعتی دیگر آفرید
که با همان قوانین طبیعت الهی شکل گیرد؟
آیا می توان خط مشیت الهی را در طبیعت یافت و در هنر دنبال کرد
و دانست که هرچه آن خسرو کند شیرین بود،
آیا می توان شعری بزیبایی یک درخت گفت
و نقشی بزیبایی یک سنجاب کشید


برگرفته از کتاب: «مقالات» - دکتر حسین الهی قمشه ای

شنبه ۱۴ مارس ۲۰۰۹

kitsch



كیچ (Kitsch) واژه ای است آلمانی كه مترادف آن تقریبأ «باسمه ای» معنی می شود. به تقلید های خام و تكثیرهای تجاری از یك موضوع كیچ گفته می شود. كیچ را می توان در هنر، سیاست، مد ِ آرایش و لباس، سنت و حتی رفتار و دیدگاه آدم‌ها نسبت به زندگی نیزکشف کرد. كیچ این موارد را به شکلی بسیار ساده شده و نادقیق به سلیقه‌های تربیت نشده و غیرانتقادی (عامه) عرضه می‌کند. کیچ، تقلید صرف و غیرانتقادی و تابعی از سلیقه‌ی توده‌ها است و اغلب نقش و کاربردی غیر از دکور ندارد. کیچ رابطه‌ای تنگاتنگ با کلیشه‌ها دارد. او با به خدمت گرفتن کلیشه‌ها، احساسات ِ رقیق ِ مخاطب را نشانه گرفته و با انگشت گذاشتن مبالغه‌آمیز بر آن‌ها، احساسات‌اش را برمی‌انگیزد، تا مقبول واقع شود. اما این برانگیختگی، کم‌مایه و آبکی است، چرا که محتوای‌اش در سطح جریان دارد و به عمق نمی‌رسد، چون کیچ اساسأ ناتوان از رسیدن به عمق است. کیچ پدیده‌ها را رمانتیک کرده و با آب و تابی اغراق‌شده آن‌ها را غیر واقعی جلوه می‌دهد. پس کیچ برای این که کیچ باشد نیاز به احساساتی‌گری، ایجاد توهم و فرار از واقعیت دارد و در یک کلام کیچ ناقص، توده‌ای، فراگیرو ساده است. جهان کیچ، جهانی ساده و روشن است و از هرگونه پیچیدگی احتراز می‌کند. در کیچ همه چیز یا سفید است یا سیاه، خوب است یا بد، خیر است یا شر، درست است یا غلط. همین ویژگی کیچ است که آن را برای مخاطب‌اش به راحتی قابل هضم می‌کند. چرا که کیچ از مخاطب چیزی نمی‌طلبد و تکلیف مخاطب با او معلوم است. جهان کیچ، جهانی خوش رنگ و لعاب و مطبوع، اما مثل گل مصنوعی جعلی است.
ادبیات عامه‌پسند، كالای مصرفی مد روز، نمونه‌ی بارزی از نمود کیچ هستند.

دوشنبه ۹ مارس ۲۰۰۹

آداب بی‌قراری


«آداب بی‌قراری»، به بسط روایتی می‌پردازد كه در پهنه سلسله تداعی‌های گوناگون، فضایی خاص و باورپذیر را شكل می‌دهد تا بتواند پریشانی‌های شخصیت اصلی‌اش را میان واقعیت و وهم بازتاب دهد.
این روایت، رؤیای روزانه ذهنی است پریشان و بی‌قرار كه به شكلی موازی زمان‌ها و مكان‌های مختلف را درهم می‌آميزد و خواننده را به سفری چرخشی و واقع نمايانه هدايت می‌كند.

اجاق سرد


مانده از شبهای دورادور
بر مسیر خامش جنگل
سنگچینی از اجاقی خرد
اندر او خاکستر سردی
همچنانکه اندر غباراندوده اندیشه های من ملال انگیز
طرح تصویری در آن هر چیز
داستانی حاصلش دردی
روز شیرینم که با من آتشی داشت
نقش ناهمرنگ گردیده
سرد گشته ، سنگ گردیده
با دم پاییز عمر من کنایت از بهار روی زردی
همچنانکه مانده از شبهای دورادور
بر مسیر خامش جنگل
سنگچینی از اجاقی خرد
و اندر او خاکستر سردی

اجاق سرد - نیما یوشیج
آبان ۱۳۲۷

چگونه دیدن