چهارشنبه ۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۱

دو متفکر، دو دیدگاه

Kamus_Sartr

کتاب طاعون به سال 1947 منتشر شد. تا آن روز دوستی استواری میان کامو و سارتر وجود داشت. کلام هر دو سخنگوی بزرگ روشنفکران فرانسه در جهان انعکاسی عظیم داشت. وجه مشابهت این دو مبارز متفکرزیاد بود. اما سارتر برعکس کامو عقیده داشت که نمی توان در مبارزه شرکت کرد و دست ها را پاک نگاهداشت. این کشمکش پنهانی چهار سال ادامه یافت. به سال 1951 کامو «انسان طاغی» را انتشار داد (که بیان فلسفی افکاری است که در طاعون به صورت رمان آمده است) و سارتر نمایشنامه «شیطان و خدا» را منتشر کرد. سارتر در این نمایشنامه نشان داد که در جریان عمل بناچار دستها آلوده می شود و کسی که بخواهد پاک بماند و مسیحا وار فکر کند، خواه ناخواه به اردوی ستمگران می پیوندد و کارش به زیان خیل ستمکشان تمام می شود. کامو نیز عقیده داشت کسی که به ضرورت آلودگی دستها معتقد باشد ناچار طاعون زده است.

کامو می خواهد در کنار گود مبارزه کند و سارتر گویی در پاسخ او می گوید: «به نیکی فقط مثل سربازی می توان خدمت کرد. و کدام است آن سربازی که به تنهایی بجنگد و پیروز شود؟»

و کامو گویی پاسخ این گفته را از پیش داده است: «به من گفتند که این چند مرگ، برای رسیدن به دنیایی که در آن دیگر کسی را نخواهند کشت ضروری است. این نکته از لحاظی درست بود. و بعد از همه این حرف ها شاید من طوری ساخته شده ام که نمی توانم به این قبیل حقایق معتقد شوم.»

...

فریاد سارتر بلند شد که: «اگر شما برده را از ارباب تشخیص ندهید (یعنی همه را طاعون زده بدانید) خود را محکوم کرده اید که نسبت به بردگان فقط محبتی اصولی داشته باشید ... درصورتیکه برای داشتن شایستگی تاثیر در مبارزان باید ابتدا در مبارزه آنان شرکت کنیم. اگر بخواهیم بعضی از آنها را تغییر بدهیم باید بسیاری چیزها را بپذیریم.» و پاسخ کامو از پیش آشکار بود: «بهمین سبب من تصمیم گرفته ام همه چیز را طرد کنم ... من این کوری عناد آمیز را انتخاب کردم، به انتظار این که روزی روشن تر ببینم.»

اختلاف پنهانی آشکار گردید و دوستی دو متفکر قطع شد. اما برای خوانندگان آثار این هر دو، همچنان مساله بقوت خود باقی ماند: «آیا می توان مبارزه کرد و دستها را پاک نگهداشت؟»

«از بیهودگی» تا «طغیان» (درباره کامو) – نگاه – مصطفی رحیمی – کتاب زمان

0 نظرات: